تبلیغات ثابت

زندگینامه نادرشاه افشار

1247

زندگینامه نادرشاه افشار - ظهور نادر

زندگینامه نادرشاه افشار – ظهور نادر

نادرشاه افشار از ایل افشار بود او از مشهورترین پادشاهان ایران بعد از اسلام است ، ابتدا نادر قلی یا ندرقلی نامیده می شد .

موقعی که افغانها و روس ها و عثمانی ها از اطراف بایران دست انداخته بودند و مملکت در نهایت هرج و مرج بود یک عده سوار با خود همراه کرد و به طهماسب صفوی که کین پدر برخواسته بود همراه شد فتنه های داخلی را خواباند افغانها را هم بیرون ریخت.

شاه طهماسب صفوی از شهرت و اعتبار نادر در بین مردم دچار رشک و حسادت گشت و برای نشان دادن قدرت خود با لشکری بزرگ به سوی عثمانی تاخت و در آن جنگ هزاران سرباز ایرانی را در جنگ چالدران بدلیل عدم توانایی به کشتن داد و خود از میدان جنگ گریخت.

نادر با سپاهی اندک و خسته از کارزار از مشرق به سوی مغرب ایران تاخت و تا قلب کشور عثمانی پیش رفت و سرزمینهای بسیاری را به خاک ایران افزود و از آنجا به قفقاز تحت اشغال روس ها رفت که با کمال تعجب دید روسها خود پیش از روبرو شدن با او پا به فرار گذاشته اند در مسیر بر گشت در سال ۱۱۴۸ در دشت مغان در مجلس ریش سفیدان ایران از فرماندهی ارتش استعفا نمود و دلیلش اعمال پس پرده خاندان صفوی بود .

خود عازم مشهد شد در نزدیکی زنجان سوارانی نزدش آمدند و خبر آوردند که مجلس به لیاقت شما ایمان دارد و در این شراط بهتر است نادر همچنان ارتش دار ایران باقی بماند و کمر بند پادشاهی را بر کمرش بستند.

او سه بار به هند اخطار نمود که افسران اشرف افغان را که حدودا ۸۰۰ نفر بودند و در قتل عام مردم ایران نقش داشتند را به ایران تحویل دهد که در پی عدم تحویل آنها سپاه ایران از رود سند گذشتند و هندوستان را تسخیر نمود ند ۸۰۰ متجاوز افغان را در بازار دهلی به دار زدند و بازگشتند و نادر شاه حکومت محمد گورکانی را به او بخشید و گفت ما متجاوز نیستیم اما از حق مردم خویش نیز نخواهیم گذشت محمد گورکانی بخاطر این همه جوانمردی نادر از او خواست هدیه ای از او بخواهد و نادر قبول نکرد و در پی اسرار او گفت جوانان ایران به کتاب نیازمندند سالها حضور اجنبی تاریخ مکتوب ما را منهدم نموده است محمد گورکانی متعجب شد او علاوه بر کتابها جواهرات بسیاری به نادر هدیه نمود که بسیاری از آن جواهرات اکنون پشتوانه پول ملی ایرا ن در بانک مرکزی است .

۱۲ سال سطنت نمود و در سال ۱۱۶۰ بوسیله عده ای خائن کشته شد . نکته قابل ذکر آنست که او از ۱۵ سالگی تا ۲۵ سالگی بهمراه مادرش در بردگی ازبکان گرفتار بود و با مرگ مادرش از اردوگاه ازبکان گریخت و پس از آن با جوانان آزادیخواهی همپیمان شد

 

 

ظهور نادر،(قسمت اول) زندگینامه نادرشاه افشار

شکست هاى قطعى عثمانی از ایران در شمال عراق

پس از پیروزى خردکننده ى شاه عباس کبیر بر نیروهاى عثمانى در سال هاى آغازین قرن هفدهم، ترک ها تا ۲۰ سال جرأت حمله به
ایران را نداشتند تا آن که در ۱۶۳۰ با استفاده از ضعف حکومت مرکزى ایران همدان را گرفته و در ۱۶۵۳ شمال ایران را مسخر
ساختند. در ۱۶۸۳ بغداد نیز در دست آن ها گرفتار شد. این فتوحات تا ۱۰۰ سال کم و بیش در دست دولت هاى عثمانى بود و ایران
را یاراى بیرون کردن ترکان نبود.
ورود نادرشاه (طهماسب قلى) به عرصه ى سیاست ایران در اوایل قرن هجدهم، ناگهان اوضاع را تغییر داد و ایران به سرعت افغان ها و
ازبک ها را قلع و قمع کرد و نادر در ۱۷۰۳ ترک ها را در غرب ایران موقتا شکست داد اگر چه دخالت بى مورد شاه طهماسب، آخرین
شاه واقعى صفوى، سبب شکست قواى ایران از ترک ها شد.

 

نبرد کرکوک(قسمت دوم) زندگینامه نادرشاه افشار

در ۱۷۳۳ نادر با سپاهى بزرگ به قصد تسخیر کرکوک و بغداد حرکت کرد. احمد پاشا مدافع ترک بغداد که شکست خود را نزدیک
میدید ناگهان مطلع شد که سپاه عظیم عثمانى که از قسطنطنیه اعزام شده در اطراف کرکوک است. نادر ۱۲ هزار نیروى خود را در
دیوارهاى اطراف بغداد گذاشت و با عمده قواى خود به سپاه عثمانى زد اما جنگجویان ین ىچرى میدان را خالى نکردند و ضربات
سنگینى به ارتش نادر وارد کردند. در این نبرد سخت نادر مجروح شد و به سختى خود را از مهلکه به در برد

 

شکست سردار عثمانى توپال پاشا(قسمت اخر) زندگینامه نادرشاه افشار

توپال پاشا از سرداران بزرگ قسطنطنیه بود که یک بار نادر را شکست داده و اکنون به دنبال شکست دوباره نادر بود. به ترک ها خبر
رسیده بود که این سردار ایرانى طى سه ماه مجددا سپاهى بزرگ را جمع آورى کرده و در کنار رودخانه ى دیاله ۲۰ هزار سرباز عثمانى
را شکست داده است. نبرد در اواخر ۱۷۳۳ آغاز شد و در نزدیکى کرکوک مجددا سپاهیان دو کشور درگیر شدند که شکست این بار
از آن توپال پاشا بود. وى جان خود را نیز در این نبرد بى حاصل از دست داد. نادر در ۱۷۳۵ ارتشى بزرگ فراهم کرد و قصد خارج
کردن ارتش عثمانى را از شمال بی نالنهرین و قفقاز و داغستان کرد. او در این زمان در اوج قدرت بود و عثمانى را به وحشت انداخته
بود. هنگامى که به سلطان عثمانى خبر رسید که نادر هم زمان چهار قلعه بزرگ تفلیس، ایروان، گنجه و فارس را تصرف کرده، وى
فهمید که تعلل جایز نیست بنابراین عظیم ترین سپاه شرقى خود را که مرکب از ۷۰ هزار سوار و ۵۰ هزار پیاده بود به جنگ نادر
فرستاد. عبدالله پاشا، سردار ترک نادر، نیز با سپاه ۸۰ هزار نفره خود در مراد تپه بلافاصله با سپاه بزرگ ترک درگیر شد. نبرد ۲۰۰
هزار سرباز ایرانى عثمانى با شدت بى سابقه اى ادامه یافت و در اواخر روز ناگهان دفاع سپاه عثمانى از هم پاشید و قتل عام بى رحمانه اى
از لشکرهاى شکست خورده آغاز شد. به گفته فروغى نویسنده تاریخ ایران، ۵۰ هزار سرباز ترک در این نبرد کشته شدند و پس از این
شکست و مرگ سردار عثمانى، عبدالله پاشا، تفلیس و گنجه نیز تسلیم شده و ترک ها ایروان را هم چندى بعد تسلیم کردند. از این
زمان به بعد سلطان شکست را در ایران پذیرفت و از کلیه ى متصرفاتش در منطقه صرف نظر کرد و تصمیم به امضاى معاهده صلح با ایران گرفت

 

زندگینامه نادرشاه افشار - ظهور نادر

 

 

میدان جنگ می تواند میدان دوستی نیز باشد اگر نیروهای دو طرف میدان به حقوق خویش اکتفا کنند
نادر شاه افشار

 

زندگینامه نادرشاه افشار

شما احتمالا این مطالب را نیز دوست دارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *